چشات حرمت زمینه
دستهبندی شده در عاشقانه در دی ۱۶م، ۱۳۸۵، ۶:۵۱ ب.ظ
در چشمانت گم میشوم وقتی مرا نگاه میکنی. در عمق چشمانت به تن عریان تو میان گلبرگ و نسیم غرق میشوم و چشمان تو هرگاه از من خسته میشود نگاهش را میدزدد. قلبم در نگاهت جا میماند و من در حسرت چشمانت میسوزم. کاش دنیا چشمان تو بود.




ارسال پاسخ