پیشرفتهای جالیوودی
دستهبندی شده در سینما در خرداد ۲۵م، ۱۳۸۵، ۱۲:۵۸ ب.ظ
این چه بازیایست دیگر؟ کارگردانان؟ اینها هر کدامشان فیلمهایشان باید رهنمود باشد و هست. چهرههایشان وقتی فیلمهایشان پشت در ارشاد میماند پر از غم و ناراحتیست. اما اینها کارگردانند لزومآ همهشان بازیگران خوبی نیستند. این فیلمها برای من دیدن ندارد. چگونه میتوان از مشکلات لباس پوشیدن در فیلمها شکایت کرد و بعد از فلانی رهنمود خواست؟ چگونه میتوان سانسورهای بیجا در موضوع و فیلم را با عصبانیت تحمل کرد و اینچنین…
کامل نگاه نکردم این فیلم جالیوودی* را اما همان چند دقیقه چهرههایی را دیدم که دوستشان داشتم. چگونه مجبور شدهاند؟ همهی اینها سینمای هالیوود را شاهکار میخوانند به خاطر آزادیهایی که دارد، به خاطر امکاناتی که دارد. به خاطر اینکه میتواند خارج از سیاست دولت آمریکا حرکت کند و صحنههایی خلق کند که شگفتیست. همهشان نالیدهاند از اینکه دستهایمان بسته است و امکانات در حد صفر است. فیلمنامهها مجوز نمیگیرد و تیغ سانسور کیلومترها از فیلمهایشان را میبرد…
باور نمیکنم. خندهدار است برای محبوب و بزرگ جلوه دادن یک شخص چه کارها که نمیشود. کسانی که دوست دارند محبوب شوند از سینمای آمریکا تنها یک مایکل مور را میشناسند! اینها فیلمهایی که خود آمریکاییها میسازند را علیه خودشان به کار میبرند. دیالوگها را به خواست خودشان ترجمه میکنند. چرا دیگر مسعود کیمیایی نمیتواند فیلم بزرگی مثل قیصر و گوزنها بسازد؟ (البته در قوی بودن “حکم” هیچ شکی نیست) چرا عباس کیارستمی و محسن مخملباف سالهاست که در غربت نامآورند؟ نمیدانم آیا پرسیدید که چرا “آفساید” جعفر پناهی قبل از جامجهانی به نمایش درنیامد؟ آقای کمال تبریزی پرسیدی چرا با “مارمولک” اینگونه برخورد شد؟ مگر حقتان نیست فیلم بسازید؟ آیا فقط باید از رهنمودها بهره بگیرید؟ اطلاعات سینماییاش چقدر است؟
حالا که خبرش را نگاهی کردم دیدم چیزهای مهمی نگفتهاند. تهمینهی میلانی هم در این دیدار بوده است، ولی از نگرشهایشان هیچ صحبتی نشده است. صحبتهای تکراری غیرضروری! دردهای اساسی را چرا نگفتهاید؟ ” انتقاد از برخی دیدگاهها که نوعی احساس کمبود امنیت کامل را در پرداختن به برخی سوژهها در اصحاب سینما به وجود میآورد” نوعی احساس کمبود امنیت!!! بیخیال بابا.
جالب اینجاست که در دورهی دولت قبلی که سینما دستش بازتر بود اینگونه دیداری ترتیب داده نشده بود؟ گویا من در توهم به سر میبرم؟ خستهام از این فیلمهای کسلکنندهی جالیوودی تلویزیون!
————————————————————–
* بر وزن هالیوود و بالیوود با دو حرف اول جمهوری اسلامی




خرداد ۲۵م, ۱۳۸۵ در ۵:۳۴ ب.ظ
به نظر من صحبت های چند تا از کارگردانان نسبتا خوب بود بگذریم از بقیه که برای …. امده بودند و کل این حرکت یک سیاست کثیف برای اهداف جناحی خاص است
پاسخ به این نظر
خرداد ۲۵م, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ب.ظ
سلام فواد عزیز
BBC News: 15 June 2006:
پیشنهاد فروش نفت ارزان به کشورهای فقیر از سوی ایران
داود دانش جعفری، وزیر اقتصاد ایران، از تشکیل کمیته ای برای بررسی فروش نفت ارزان به کشورهای فقیر خبر داده که در آن نمایندگانی از وزارتخانه های نفت، اقتصاد و سازمان مدیریت و برنامه ریزی حضور دارند.این کمیته در پی پیشنهاد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، تشکیل شده است که گفته بود: “برای عادلانه شدن و کاهش فشار قیمت نفت بر کشورهای ضعیف، صندوقی برای حمایت از آنها تشکیل می شود.”به گفته وزیر اقتصاد ایران،! هنوز طرح اجرایی مشخصی برای این پیشنهاد تهیه نشده و اگر قرار باشد که این پیشنهاد عملی شود باید از طریق کمک هایی که ایران به صندوق اوپک می کند دنبال شود.
به نظر شما نفت ایران ارث بابای ایناست؟
پاسخ به این نظر
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
والا قدیما من اسمشون گذاشته بود خالیوود ! دیالوگش رو یادم نیست اما رو قضیه بی محتوایی و در پیت بودن فیلما بود
پاسخ به این نظر
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ب.ظ
اتفاقا بخشی از صحبتهای میلانی رو شنیدم! و چقدر که مینالید! بیخود… و آن مجید مجیدی! و آن آقای رهنمود، که تشکر میکرد از کسی که -شاید به زور- از بیمارستان و سیسییو آمده بود آنجا!!
شوهای تبلیغاتی را خیلی وقت است که میسازند و کسی توجهی نمیکند!!
پاسخ به این نظر