قبله
دستهبندی شده در شعر من, شعر نو در آذر ۱۷م، ۱۳۸۴، ۵:۰۷ ب.ظ
در جستجوی قبله ای
که سالهاست گمش کرده ام
خیره در سراب بی مکان
غرق در دریایی بی آب
کدام قدم را کج گذاشتم
کدام راه را کج رفتم
کدام حرف را کج شنیدم
چه کسی مرا از قبله ام دور کرد
سر به فرمان کدام بت خم کردم
کدام هوس فکر را کمرنگ کرد
نمازم را ثانیه هاست نمیخوانم
که قبله ام را گم کرده ام
میدانم چیست و کجاست
اما نمیدانم چگونه بیابمش
آری! ای عشق
روزی نماز عاشقیم را به سوی تو خواهم خواند..
———-
چه گویم، دوستی داغدار حادثه سه شنبه است…
پ.ن: نوذری رفت و من باز هم حالم گرفته است…
پ.ن۲: لوگوی جدید چطوره؟
پ.ن۳: بنابر حس انسان دوستانه و خیرخواهانه من، و به چند دلیل دیگر! ارتباط جدید در راه است، منتظر باشید، البته کی معلوم نیست.




آذر ۱۷م, ۱۳۸۴ در ۷:۱۹ ب.ظ
فواد جان مبارکه. خیلی خوبه.
پاسخ به این نظر
آذر ۱۸م, ۱۳۸۴ در ۱۰:۵۰ ق.ظ
تبریک می گم خیلی قشنگ بود
پاسخ به این نظر
آذر ۱۸م, ۱۳۸۴ در ۱:۴۸ ب.ظ
خوب بود.
منم به جامع هنری تسلیت میگم،
همینطور به دوست خوبم که خیلی از این حادثه ناراحت بود، و میگم منم تو غم خودش شریک بدونه…
پاسخ به این نظر